X
تبلیغات
وبلاگ بچه های اتاق عمل 89 لرستان
تاريخ : شنبه یازدهم آبان 1392 | 20:33 | نویسنده : مصطفی نوری
سلام و عرض ادب به خواننده های کم ولی خوب و همیشگی وبلاگ اتاق عملی ها

خواستم به اطلاعتون برسونم که یه وبلاگ با موضوع محرم و شهدا درست کردم که میتونید به این وبلاگ سر بزنید

باشد که یاد محرم و شهدا و ارمان هایشان همیشه زنده بماند

ادرس وبلاگ

72pelak-lums.blogfa.com

اسم وبلاگ :

عشق یعنی...یه پلاک



تاريخ : دوشنبه هفدهم تیر 1392 | 20:26 | نویسنده : مصطفی نوری
این هم آدرس ایمیل وبلاگه

برای دوستان هم رشته ای وهم دانشکده ای

که میتونید سوالات ویا پست های علمی-پزشکی و.... رو که میخواید در این وبلاگ نمایش داده بشه برای این ادرس بفرستید....که با اسم خودتون در وبلاگ نمایش داده بشه

o.room89@yahoo.com



تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 19:40 | نویسنده : مصطفی نوری
                                  




تاريخ : چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 | 19:49 | نویسنده : *فاطمه*
سلام دوستان اینم چنتا عکس جدید از تغییرات کعبه امیدوارم سودمند باشه براتون...

عکس هایی از قبل..

و هم اکنون.....

کار ساخت پل جدید طواف در اطراف خانه خدا به پایان رسید...

این بنا قابلیت میزبانی همزمان یک هزار و 500 نفر را دارد....

به گزارش نامه، مقام های شهر مکه این  مکان جدید در اطراف خانه کعبه را برای طواف افراد ناتوان و سالمند در نظر گرفته‌اند.

این سازه جدید با عرض 12 متر در ارتفاع 13 متری از سطح زمین ساخته شده و هدف از آن فراهم کردن مکان امن و راحت برای طواف افراد ناتوان و سن بالاست.

 

 

مکه

 

 

کعبه

 

186199 316 تصاویر زیبا و دل نشین از آخرین تغییرات در صحن خانه خدا

 

186198 851 تصاویر زیبا و دل نشین از آخرین تغییرات در صحن خانه خدا

186205 150 تصاویر زیبا و دل نشین از آخرین تغییرات در صحن خانه خدا

 

 

*اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام*

دوستان ازتون میخام هرکسی که این پست رو مشاهده کرد یک سوره حمد برای  شفای  مریض مورد نظر تلاوت کنه..ممنون...التماس دعا



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 1:25 | نویسنده : مصطفی نوری
تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 1:22 | نویسنده : مصطفی نوری
خدایا ! خداوندا !

من با خیال دریا ...... راهی سفر شدم

اما ..!

دید کوتهم اقیانوس بیکرانت را ندید....

من به اشتیاق یار .. قایقم را بر آب انداختم اما باور نداشتم که پارویم شکسته ....... ولیکن پارو زدم تنها .... تنها و بی کس .......... تا خود را غرق غربت بزرگی محشر اقیانوسیت کنم

لیک پارویم در دریا غرق شد ......... من به عمق وجودی عشقت نرسیدم .... قایقم سوراخ شد......... من در تلاطم زندگی دریایی زمین دست و پا زدم ......... خواستم فریاد کنم و بانگ مدد سر دهم اما کشتی سواران با پوزخندی پر از بی مهری مرا نادیده انگاشتند ......... و باز با این همه پس زده شدن باز سمت تو جاری شدم....... خدایا غرقم کنم که توان رسیدن به ساحل امن تو را ندارم .... ساحلی که این کشتیها برآن لنگر اندازند جای قایق سواری مثل من نیست ....... ساحلی که همه با قدرت برآن سوارند من که اندوخته ام پاروی شکسته ای بود توان اشتیاقش را ندارم..........

خود مرا غرق کن که این بی کسی و غریبانگیم را این هیاهو بسیار زیباتر از کوشش رسیدن به حیات است........

مرا غرق کن که فناء ام در این ژرفا بسیار مسرورتر از بقاء ام است.......



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 1:14 | نویسنده : مصطفی نوری

میخواهی ازدواج کنی؟ بگو:

ربی لاتذرنی فردا وانت خیرالوارثین

تنهایی؟ همیشه بگو:

ربی هب لی من لدنک سلطانا نصیرا

خوشحالی؟ همیشه بگو:

الحمدلله حمدا کثیرا

درکارهایت سختی میبینی؟ بگو:

اللهم یسرلی اموری واشرح لی صدری

دوست داری آرزویت برآورده شود؟همیشه بگو:

استغفرالله واتوب الیه

تودلت ازدست کسی ناراحتی؟بگو:

اللهم اجعلنی من کاظمین الغیظ والعافین عن الناس

خونه ای دربهشت میخواهی؟ بگو:

قل هوالله احد.  الله صمد. لم یلدولم یولد. ولم یکن له کفوا

میخواهی غیبت نکنی؟بگو:

اللهم اجعل کتابی فی علیین واحفظ  لسانی عن العالمین

میخواهی به خوبی واطمینان خاطر زندگیت سپری شود؟بگو:

اللهم إنی أستودعک حیاتی

اگه ميخواي خودت و فرزندانت پايبند نماز باشيد:

رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ

اگه ميخواي همسر و فرزندانت بهت وفادار باشن:

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا

میخواهی دایم قرآن بخونی؟بگو:

اللهم اجعل القران ربیع قلبی

اگه فرزند صالح ميخواي:

رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ

رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ

اگه ميترسي قلبت گمراه بشه:

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّاب

اگه ميخواي شهيد از دنيا بري:

رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ

از چیزی نگرانی و غصه ي بزرگي داري ؟ بگو:

حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت وهو رب العرش العظیم

گرفته میشی بگو:

لااله الا الله ولا حول ولا قوه الا بالله

اگه ناراحتي!؟ بگو:

إنما أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّه

درزندگیت موفق نیستی؟ بگو:

و ما توفیقی إلا بالله علیه توکلت وإلیه أُنیب

خوشحال نیستی؟ همیشه بگو:

حسبی الله ونعم الوکیل

ازدنیاخسته ای؟ بگو:

اللهم اجعل همی الاخره

اگه خونه ي خوب ميخواي:

رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِين

اگه ميخواي شيطان ازت دور باشه:

رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ

اگه از عذاب جهنم ميترسي:

رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا

اگه ميترسي خدا اعمالت رو قبول نکنه:

رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيم

دوستان و عزيزانت رو از اين دعاهاي قرآني مطلع کن

همیشه باخودت زمزمه کن وبرای دوستانت بفرس ومراازدعای خیرت محروم نکن



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 1:10 | نویسنده : مصطفی نوری
من وخداوند هرروز صبح فراموش  میکنیم  اوخطاهای مرا ومن لطف اورا....
.

.

باور نـمی کنـم ...
خـالـق نظـم دانـه هـای انـار ،
زنـدگـی مـرا ...
بـی نظـم چیـده باشـد !

.

.

روی هر پله ای که باشی خدا یک پله بالا ترست نه به خاطر این که خداست به خاطر این که دست تورا بگیرد.

.

.


گفتم خدایا از همه دلگیرم.
گفت:حتی من؟!
گفتم خدایا چقدر دوری؟!
گفت:تو یا من؟
گفتم خدایا تنهاترینم!
گفت:پس من؟!
گفتم خدایا کمک خواستم!
گفت:از غیر من؟!
گفتم خدایا دوستت دارم!
گفت:بیش از من؟!

.

.


وقتی تنهایی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش!



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 1:8 | نویسنده : مصطفی نوری

آدم های ساده را دوست دارم
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند

همان ها که برای همه لبخند دارند
همان ها که همیشه هستند،
برای همه هستندآدمهای ساده را
باید مثل یک تابلوی نقاشی

ساعتها تماشا کرد
عمرشان کوتاهاست
بسکه هر کسی از راه می رسد
یا ازشان سوء استفاده می کند یا
زمینشان میزند



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 1:7 | نویسنده : مصطفی نوری

شکسپیر گفت:


من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟


برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،


انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..

 

زندگی کوتاه است ..

 

پس به زندگی ات عشق بورز ..


خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..


قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن


قبل از اینکه بنویسی » فکر کن


قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش


قبل از اینکه دعا کنی » ببخش


قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن


قبل از تنفر » عشق بورز


زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 1:5 | نویسنده : مصطفی نوری

ديروز من زرنگ بودم و ميخواستم دنيا را تغيير دهم...

اما امروز من دانا و عاقل هستم و ميخواهم خود را تغيير دهم!

http://s5.picofile.com/file/8116152426/Taqire_Darooni_Smile_fb4fun_blogfa_com_.jpg



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 1:3 | نویسنده : مصطفی نوری


یه وقتایی مثلا میبینی دو دوتا شد پنجاه تا...
یه وقتایی دیدی دو دوتا شد هیچی...!
قصه اینجوریه دیگه...
آدم هایی که با خدا هستن خیلی وقتا، شاید همیشه دو دوتاشون چهارتا نمیشه...!
به جهت اینکه، خدا میتونه به لحظه هاشون، به حرفاشون، قدماشون برکت بده و دو دوتاشون بشه ده هزارتا...
خدایا خودتو از ما نگیر...

"آمین"



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 1:2 | نویسنده : مصطفی نوری

خدا رو شکر كه هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم . این یعنی من هنوز زنده ام .

 

خدا روشکر که گاهی بیمار می شوم. این یعنی بیاد میاورم که اغلب اوقات سالم هستم.


خدا را شكر كه خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می كند . این یعنی عزیزانی دارم كه می توانم برایشان هدیه بخرم .


خدا را شكر كه سرو صدای همسایه ها را می شنوم . این یعنی من توانائی شنیدن دارم .


خدا را شكر كه این همه شستنی و اتو كردنی دارم . این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم .


خدا را شكر كه لباسهایم كمی برایم تنگ شده اند . این یعنی غذای كافی

برای خوردن دارم .


خدا را شكر كه در پایان روز از خستگی از پا می افتم . این یعنی توان سخت كار كردن را دارم .


خدای مهربان شكرت که...



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 16:8 | نویسنده : محمد بنایی


تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 15:53 | نویسنده : محمد بنایی


تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 15:45 | نویسنده : محمد بنایی


تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 | 13:18 | نویسنده : مصطفی نوری

ساعت ده صبح دکتر به همراه مأمور آشپزخانه وارد اتاق بیمارا می شه .

ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گه:

« به این چلوکباب بدهید با کره،  به تخت کناری غذا ندید، به اون سوپ بدید، به این شیر بدید،

به اون کته ی بی نمک بدید، به این آش بدید، دیگری نان و کباب. »

مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند !!!

حتی به کسی هم می گه غذا ندید...

اون(مریض) می فهمه که امروز عمل جراحی داره و نباید غذا بخوره.

چون می فهمه و می شناسه که دکتر خیرش را می خواد، اعتراضی نمی کنه.

حالا اگر بلند شه و بگه که چرا به آن مریض چلوکباب بدن و به من ندن، دکتر می فهمد که این شخص روانیه !!!

ما هم اگر به خدا بگیم خدایا چرا به فلانی خانه ی دو هزار متری دادی و به من ندادی،
ما هم روانی هستیم.

ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم.
باید بفهمیم همانطور که مریض می فهمه و به دکتر اعتراض نمی کنه،
ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هر چه به ما می ده راضی باشیم.
 
(برگرفته از کتاب: مجموعه سلوک ابرار ۲ - طریق وصل ؛
 مجموعه رهنمودهای اخلاقی حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی)



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 | 13:16 | نویسنده : مصطفی نوری

دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتش کوچکی را خاموش کنند . آخر کار وقتی از جنگل بیرون می آیند و میروند کنار رودخانه ، صورت یکی شان کثیف است و صورت آن یکی  تمیز

سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟

جواب : آن که صورتش کثیف است به آن یکی نگاه می کند و فکر میکند صورت خودش هم همان طور است. اما آن که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش  می گوید : حتما من هم کثیفم ، باید خودم را تمیز کنم.  


حالا فکر کنیم چندین بار اتفاق افتاده که دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگران به شستشو و پالایش روح خودمان پرداخته ایم و یا   وقتی فرد مقابل ما مهربان و خوب و دوست داشتنی نیست یه کمی باید به خودمون شک کنیم



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 18:28 | نویسنده : مصطفی نوری
آدم هـا می آینـد….
زنـدگی می کننـد
می ایند و می رونـد …
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو
آن هـنگـام آغـاز می شـود
کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد
و نبـودنـش در بـودن ِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود
کـه تـــو می میـری ،
در حالـی کـه زنــده ای …



تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 0:45 | نویسنده : مصطفی نوری

 فردی مسلمان یک همسایه کافر داشت

هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد :

خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر و مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید)

زمان گذشت و آن فرد مسلمان بیمار شد.

دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش حاضرمی شد.

مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم که بنده ات را فراموش نکردی و غذای من را در خانه ام حاضر و ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... !

روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد، دید این همسایه کافرِ است که غذا برایش می آورد.

از آن شب به بعد، مسلمان سر نماز می گفت :

خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد.

من تازه حکمت تو را فهمیدم که چرا جانش را نگرفتی!!!



تاريخ : جمعه بیست و سوم اسفند 1392 | 16:42 | نویسنده : مصطفی نوری
تاريخ : شنبه هفدهم اسفند 1392 | 19:39 | نویسنده : مصطفی نوری
خدایا ! خداوندا !

من با خیال دریا ...... راهی سفر شدم

اما ..!

دید کوتهم اقیانوس بیکرانت را ندید....

من به اشتیاق یار .. قایقم را بر آب انداختم اما باور نداشتم که پارویم شکسته ....... ولیکن پارو زدم تنها .... تنها و بی کس .......... تا خود را غرق غربت بزرگی محشر اقیانوسیت کنم

لیک پارویم در دریا غرق شد ......... من به عمق وجودی عشقت نرسیدم .... قایقم سوراخ شد......... من در تلاطم زندگی دریایی زمین دست و پا زدم ......... خواستم فریاد کنم و بانگ مدد سر دهم اما کشتی سواران با پوزخندی پر از بی مهری مرا نادیده انگاشتند ......... و باز با این همه پس زده شدن باز سمت تو جاری شدم....... خدایا غرقم کن که توان رسیدن به ساحل امن تو را ندارم .... ساحلی که این کشتیها برآن لنگر اندازند جای قایق سواری مثل من نیست ....... ساحلی که همه با قدرت برآن سوارند من که اندوخته ام پاروی شکسته ای بود توان اشتیاقش را ندارم..........

خود مرا غرق کن که این بی کسی و غریبانگیم را این هیاهو بسیار زیباتر از کوشش رسیدن به حیات است........

مرا غرق کن که فناء ام در این ژرفا بسیار مسرورتر از بقاء ام است.......


نگاره: ‏دل نوشته پرنیا.....! همین الان همین جا فی البداهه نوشتم.....
خدایا ! خداوندا ! 
من با خیال دریا ...... راهی سفر شدم 
اما ..! 
دید کوتهم اقیانوس بیکرانت را ندید....
من به  اشتیاق یار .. قایقم را بر آب انداختم اما باور نداشتم که پاروی ام شکسته ....... ولیکن پارو زدم تنها .... تنها و بی کس .......... تا خود را غرق غربت بزرگی محشر اقیانوسیت کنم 
لیک پارویم در دریا غرق شد ......... من به عمق وجودی عشقت نرسیدم .... قایقم سوراخ شد......... من در تلاطم زندگی دریایی زمین دست و پا زدم ......... خواستم فریاد کنم و بانگ مدد سر دهم اما کشتی سواران با پوزخندی پر از بی مهری مرا نادیده انگاشتند ......... و باز با این همه پس زده شدن باز سمت تو جاری شدم....... خدایا غرقم کنم که توان رسیدن به ساحل امن تو را ندارم .... ساحلی که این کشتیها برآن لنگر اندازند جای قایق سواری مثل من نیست ....... ساحلی که همه با قدرت برآن سوارند من که اندوخته ام پاروی شکسته ای بود توان اشتیاقش را ندارم.......... 
خود را مرا غرق کن که این بی کسی و غریبانگیم را این هیاهو بسیار زیباتر از کوشش رسیدن به حیات است وووووووو
مرا غرق کن که فناء ام در این ژرفا بسیار مسرورتر  از بقاء ام است.......‏



تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 | 12:52 | نویسنده : مصطفی نوری



تاريخ : یکشنبه یازدهم اسفند 1392 | 13:20 | نویسنده : مصطفی نوری



تاريخ : یکشنبه یازدهم اسفند 1392 | 13:18 | نویسنده : مصطفی نوری
فسیل سید پیدا شد !



تاريخ : یکشنبه یازدهم اسفند 1392 | 13:14 | نویسنده : مصطفی نوری



تاريخ : یکشنبه یازدهم اسفند 1392 | 13:13 | نویسنده : مصطفی نوری



تاريخ : جمعه نهم اسفند 1392 | 21:26 | نویسنده : مصطفی نوری

جسارت میخواهد!!!

نزدیک شدن
به افکار کسی که

که روزها....

مردانه
با زندگی میجنگد...

اماشب ها...


از بیرون همه چیز روبراه است

اما هرنفس درد است که میکشی!

معنی حسرت رو توی هیچ کاغذی نمیشه نوشت...

روی هیچ
صفحه ی سفیدی نمیشه تایپ کرد...

با هیچ
زبونی نمیشه توضیح داد....

حسرت خلاصه میشه تو همین فاصله ی من و تو


خوابم نمی برد

بغض

روی ثانیه هایم راه می رود

دوباره تو را کم آورده ام

تو را

و عطر صبوری هایت را

کودکانه در آغوشم بگیر

به یادروزهای دوران طفولیت

که بهانه گریه ام گرسنگی بود

میخواهم به جایش برای دلتنگی ام گریه کنم



تاريخ : جمعه نهم اسفند 1392 | 21:23 | نویسنده : مصطفی نوری



تاريخ : جمعه نهم اسفند 1392 | 21:22 | نویسنده : مصطفی نوری